ورای فرهنگ رقابت
81 از ذات بشر می پندارند ، اما شاید این بیشتر دربارۀ جامعۀ غربی با ما سخن میگوید تا دربارۀ طبیعت بشری میل . داریم بگوئیم که نمی توانیم یک انگیز ۀ مقدم خشونتآمیز را در انسان تصورکنیم . از سوی دیگر، شواهد زیادی به نفع اجتماعی - بودن ذاتی بشر وجود دارد. انسانها در درجۀ اول موجوداتی اجتماعی هستند. همکاری آنها بوده که آنها را قادر ساخته باقی بمانند و نه انگیز ههای خشونتآمیز آنان. 96 سایر مردمشناسان برجسته از جمله لیکی i و لوین ii همین نتیجه گیریها را دربارۀ ظرفیت همکاری نوع بشر منعکس نمودهاند: در سراسر تاریخ اخیر تحول مان، بخصوص از زمانی که شکار روش زندگی گردید، بایستی فشار گزینشی شدیدی به نفع توانائی همکاری ما به عنوان یک گروه وجود داشته بوده باشد. فشار گزینشی به نفع همکاری و حس آ گاهی و هویت گروهی آنقدر قوی و زمانی که در آن عمل میکرده آنقدر طولانی بوده که نمی توان سته تا حدی در ساخت ژنتیک ما جای نگرفته باشد. 97 البته نظراتی از این دست ًلزوما وجود تعارض و خشونت را در جوامع بشری انکار نمیکنند. در عوض به نظر میرسد انسان ظرفیت شکوفاشوندهای، هم برای تضاد و تعارض ، و هم برای همکاری دارد. این که کدام یک از این دو ظرفیت بیشتر تحقق پیدا کنند،ُ عًمدتا حاصل محیط فرهنگی ماست. این واقعیت که جوامع مختلف از نظر بیان تضاد و تعارض و یا همکاری و تعاون فرق زیادی باهم دارند، همین مسئله را نشان میدهد. 88 خارج از حوزۀ مردمشناسی، بسیاری از اقتصاددانان به نتایج مشابهی رسیدهاند. این اقتصاد دانان با رد درک ًاساس ا خودخواهانه و رقابت جو از «انسان اقتصادی » که چندین قرن حا کم بوده است ، به درک وسیعتری از طبیعت انسان که رفتارهای همکارانه، نوع دوستانه و حتی فدا کارانه را هم به حساب میآورد، متعهد میگردند. 89 در واقع، نظریات و پژوهشهای اقتصادی رو به افزایشی میگویند که اغلب ِدنبال کردن رقابت آمیز منافع شخصی از همکاری متقابل تدبیر ضعیفتری است ، حتی وقتی ًصرفا با شاخصهای منفعت مادی اندازه گیری شود. 91 در این زمینه، ِنظریه پردازان بازی [رفتارهای استراتژیک] و سایر اقتصاد دانان نشان دادهاند که تدابیر مبنی برهمکاری به علت مزایائی که نسبت به تدابیر خصمانه داشتهاند، ممکن است در سیر تکاملی بشر مورد انتخاب طبیعی واقع شده باش ند. 90 در نتیجه ، برخی از اقتصاد دانان با رسیدن به i Leaky ii Lewin
Made with FlippingBook
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2